سيد محمد جزائري

33

نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري

خلاصه اينكه مردم جزائر كه در سحاب بودند از خوف هجوم لشكر عثمانى متوجه حويزه شدند و اكثر كودكان و زنان آنها در بين راه ، كه سه منزل بيابان بى آب و علف است ، از گرسنگى و تشنگى تلف شدند . چون اين خبر تألم بار به سيد عليخان مشعشعى ، والى حويزه رسيد ، ملازمان خود را با استر و دواب و بارهاى طعام و آب ، براى استخلاص ايشان از آن صحراى قيامت نما فرستاد . سيد معظم دو ماه در حويزه ميهمان والى و الا مقام بود ، و سيد عليخان كه خود حاكمى عادل و عالمى عامل بود ، در تعظيم و تكريم وى به اقصى الغايه كوشيد و به توطن حويزه‌اش تكليف نمود . اما آن حضرت نپذيرفته به شوشتر آمد و سه ماه در دولت سراى ميرزا عبد اللّه خان مرعشى ، كه از اسخياى اعيان آن زمان بود ، توقف نمود و از آنجا به عزم اصفهان رهسپار كهكيلويه گرديد . چون به دهدشت رسيد ، علماى آنجا كه غالباً در شيراز و اصفهان از محضر مبارك ايشان كسب فضائل نموده بودند ، حضرتش را از حركت منع كردند . محمد زمان ، حاكم آن سامان ، كه مردى فاضل بود ، طوق ارادت آن حضرت را به گردن انداخته با اصرار بسيار سه ماه او را در دهدشت كه حكومت نشين كهكيلويه است نگه داشت . چون سيد به اصفهان رسيد برادرش سيد نجم‌الدين كه همراهش بود مريض شد ، و در غره ماه شعبان 1079 وفات نمود و باعث دلسردى وى از توقف در اصفهان گرديد . لذا محض تسلى قلب ، سفرى به ارض اقدس رضوى نمود و به زيارت آن عتبه مقدسه موفق ، و از راه اصفهان به حويزه برگشت .